ساده دل
"دکتر شریعتی"
نه در دلم انگار ! جای هیچکس نیست؟؟
آنقدر تنهایم که حتی دردهایم
دیگر شبیه دردهای هیچکس نیست
حتی نفسهای مرا از من گرفتند
من مردهام در من هوای هیچکس نیست
دنیای مرموزیست ما باید بدانیم
که هیچکس اینجا برای هیچکس نیست
باید خدا هم با خودش روراست باشد
وقتی که میداند خدای هیچکس نیست
من میروم هرچند میدانم که دیگر
پشت سرم حتی دعای هیچکس نیست
نمي دانم چنان گويم تو را بس باشد اين نامه
نمي دانم كه گويم از اميد و عشق؟
يا كه گويم از جفاي روزگار زشت!
نمي دانم چطور گويم تو را از عشق پنهانم
نمي دانم چطور سازم تو را با خبر از حالم
نمي دانم چطور گويم كه اين قلب مجروحم
به درد آمده از دوري محبوبم
نمي دانم چطور گويم نرو از پيش من جانم
بمان و در برم باش و بخوان با قلب نالانم
نمي دانم بگويم "تو را من دوست مي دارم" ؟
بگويم يا نگويم را نمي دانم
من آگاهم به آن چه تا ابد در سينه ام ماند
كه ياد تو
كه عشق تو
نخواهد رفت از يادم
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |


