تبليغاتX
ساده دل


ساده دل

گرچه رفتی از برم.امافراموشم مکن

باغمت ای آشناهرشب هماغوشم مکن

همچوموج اشک ازدریای چشمم پامکش

درپی خودچون حبابی خانه بردوشم مکن

دردلم نقش هزاران داغ عشق مرده است

بیش ازاین درسوگ عشق خودسیه پوشم مکن

نوشته شده در 88/02/29ساعت 15:58 توسط M..B | |

روي آن شيشه تبدار تورا"ها" كردم،اسم زيباي ترا با نفسم جا كردم،شيشه بدجور دلش ابري و باراني شد، شيشه را يك شبه تبديل به دريا كردم، باسرانگشت كشيدم به دلش عكس ترا،عكس زيباي ترا سيرتماشا كردم

نوشته شده در 88/02/22ساعت 20:5 توسط M..B | |

اي اشک ، گرم و آرام ببار بر گونه بيمار من ، اي غم ، تو هم لذت ببر از اين همه آزار من

نوشته شده در 88/02/22ساعت 20:3 توسط M..B | |

دل من تـنها بـود ، دل من هرزه نـبـود ... دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا

 به کجا ؟! معـلـوم است ، به در خانه تو !

 دل من عادت داشـت ، که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری که تو هر روز آن را به کناری بزنی ... دل من ساکن دیوار و دری ، که تو هر روز از آن می گـذری ... دل من ساکن دستان تو بود دل من گوشه یک باغـچه بـود که تو هر روز به آن می نگری...

 راستی ، دل من را دیـدی ...؟!! "

نوشته شده در 88/02/21ساعت 15:36 توسط M..B | |

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد، گلویم سوتکی باشد،بدست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم گرم  خوشش را بر گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد، بدین سان بشکند در من، سکوت مرگبارم را.........

نوشته شده در 88/02/13ساعت 10:12 توسط M..B | |

فقط یه نفر روز تولدم و بهم تریک گفت
نوشته شده در 88/02/09ساعت 23:21 توسط M..B | |

قهرمان شدیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییم

امروز واقعا قهرمانی به دلمون چسبید عااااااااالی بووووووووود

خیلی حال داااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد

قهرمان شدیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییم

نوشته شده در 88/02/06ساعت 22:37 توسط M..B | |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست